شور شیرین

درباره: نمک

صبح یک روز آفتابی- وقتی پادشاه اسپانیا، آقای فردیناند با پیژامه پشت میزش نشسته بود و کارهای روزانه را مرور می‌کرد به این نتیجه رسید که کشورش به زودی با بحران «نمک» مواجه می‌شود، بنابراین سریع پیش‌خدمتش را صدا زد تا به یکی از تاجران معروف نمک به نام «کریستف کلمب» ماموریت دهد که به اقیانوس‌های دور رود و با کشتی‌های پر از کیسه‌های نمک بازگردد. برخی تاریخ‌دانان می‌گویند اگر«نمک» نبود، شاید کریستف این قدر از کشورش دور نمی‌شد و اشتباهی قاره بزرگ آمریکا را کشف نمی‌کرد امروز ابرقدرتی به این نام دیگر اصلا وجود نداشت.  

***

ناظم‌الاطباء پزشک مخصوص مظفرالدین شاه قاجار که مریضش کلکسیونی از امراض از جمله فشارخون را به دلیل مصرف زیاد نمک- همراه خود داشت در کتاب فرهنگ لغت چهارجلدی‌اش درباره نمک می‌گوید«ماده‌ای سپید که به آسانی سوده می‌گردد و در آب حل می‌شود و آن را در تلذیذ غذاها به کار می‌برند و سبخ نیز گویند.»

کشف نمک در ایران به شش هزار سال پیش باز می‌گردد. آنچنان که اجساد سالم شش زن و مرد هزاران ساله‌ي نمکی که در معادن باستانی نمک یافت شده و امروز در موزه‌ای در زنجان و تهران نگهداری می‌شوند، شاهد این مدعا هستند. ایرانیان از همان زمان رکورددار زیاده‌روی در مصرف نمک خوراکی بودند و سه برابر مردم جهان نمک می‌خوردند و مادران ایرانی نیز از همان زمان در نقش بزرگترین محافظانِ سنتی فرهنگ، پاش-پاش در غذاهای خود نمک می‌پاشیدند.

***

بدون نمک نمی‌توان زندگی کرد و مصرف بالای آن نیز باعث مرگ است. ارزشش در گذشته در حد طلا بوده و حتی بعضی از جنگ‌های باستانی برای به دست آوردن نمک شروع شده است؛ ولی امروز جز در فرهنگ بهایی ندارد. «نمک» از فولکلورها تا ادبیات کلاسیک و دینی حضور جدی دارد ولی همیشه در حاشیه نشسته و با تاثیرگذاری بالا- بدون ادعا کار خودش را پیش می‌برد. به راحتی می‌توان ردپای نمک در فرهنگ عامیانه یافت، مثل ضرب‌المثل‌هایی با کلیدواژه نمک: «نمک خورد و نمکدان را شکست یا دزدید»، «نمک به حرام»، «به حرمت نان و نمک» و قس علی هذا. نمک در شعر و ادبیات فارسی نیز جایگاه اعلی دارد و در شعرهایی از فردوسی، حافظ، مولوی، و نظامی و غیره آن را جست. حتی شاعران دیگران اقوام نیز از آن یاد کرده‌اند . مثل«ناظم حکمت» و شعر معروفش با عنوان«تو را دوست دارم چون نام و نمک» .

***

گاهی در زندگی همه چیز به ظاهر روبه‌راه است ولی نیست. مواد اولیه از بهترین و مرغوب‌ترین‌هاست. نحوه طبخ، میزان گرما، آتش و ظرف همه چیز در حد اعلی است. ولی یک چیز کم  است و این چیز کوچک یکی از مهم‌ترین اجزای یک غذای کامل است که طعم یک غذا را مشخص می‌کند. نمکی که شاید از ندیدنی‌ترین مواد غذایی در چشم خورندگان غذا است. اما سرآشپز واقعی قدرش را به خوبی می‌داند و آن را در نمکدانی عزیز و نزدیک اجاق جای می‌دهد. در زندگی هم گاهی همین طوری است. چیزهای بسیار حاشیه‌ای و به ظاهر ریز- یک زندگی را سامان می‌دهد و روبه‌راه می‌کند.

***

عصر یک روز ابری وقتی در بازار ته‌لنجی‌های آبادان توی مغازه‌ها دنبال هدیه‌ای خوراکی برای سوغاتی می‌گشتم یک بسته عجیب یافتم. یک کریستوف کلمب وطنی از آمریکا نمک آورده بود و توی قفسه چندین بسته نمک آمریکایی گذاشته بود. او هم فهمیده بود زندگی‌های ما یک چیزی کم دارد. همه چیز روبه‌راه است ولی یک چیزی کم است. اما نمی‌دانم کدام پادشاه وطنی به آن کریستف کلمب سفارش داده بود که از آمریکا نمک بیاورد.

پی نوشت: این یادداشت در ستون نان و نمک روزنامه همشهری منتشر شده است و قرار است هر شنبه با نگاهی متفاوت به غذاها و مخلفات آنها نگاه کند

يكشنبه 22 فروردين 1395، ساعت انتشار 10:54 - نویسنده: حامد هادیان - بدون دیدگاه
پیوندها
ابر برچسب ها
تمام حقوق این وبلاگ متعلق به حامد هادیان می باشد.