دختر آوینی و سنت‌اگزوپری

یکی از مشکلات همیشگی من با یک سری کتاب‌ها و فیلم‌ها این است که روی‎شان با لوگوی بزرگ می‌زنند«کتاب یا فیلم نوجوان». آن وقت اگر آن کتاب را دستت بگیری عده‌ای چشم‌شان را گرد می‌کنند که«این کتابا رو باید قدیما می‌خوندی دیگه از تو گذشته...» حالا دیگران زیاد مهم نیستند یک وقت می‌بینی خودت به خودت می‌گویی دیگر از من گذشته است.

چند روز پیش دخترشهیدآوینی در یک برنامه تلویزیونی که به مناسبت شهادت پدرش شرکت کرده بود. در پاسخ به سوال مجری درباره معرفی کردن یک کتاب، «شازده کوچولو» آنتوان سنت اگزوپری را معرفی کرد و گفت ما معمولا این کتاب را در دوران کودکی و نوجوانی می‌خوانیم ولی بهتر است آن را بعد از ۳۰ سالگی بخوانیم. در این سن بیشتر به آن نیاز داریم و بهتر آن می‌فهمیم.

چند سالی هست که توصیه به خواندن«شازده‌کوچولو» تکراری شده است. حتی توی فیلم‌ها هم آن را سفارش می‌کنند و امکان دارد به زودی کتاب وارد ژانر جدی و بزرگسالان ‌شود ولی باز هم از این که آدم‌های مختلف با نگرش‌های متفاوت این حرف را می‌گویند و تکرار می‌کنند خوشحال می‌شوم. همچنان که همین حالا هم بعضی دیگر از رمان‌های نوجوانان را خیلی دوست دارم و حتی دوباره می‌خوانم، احساس می‌کنم آنها را برای نوجوانان ننوشته‌اند. یا شاید برای نوجوانان به علاوه ما نوشته‌اند.

علاقه به خواندن چنین آثاری بیشتر از این که به مخاطبین آنها ربط داشته باشد به صداقت و جهانی ربط دارد که در آن آثار آفریده شده است. نویسنده احساس می‌کند که مخاطب او یک موجود بکر و صادق است بنابراین خیلی حرف‌ها و اداهای بی‌فایده را در نوشتن کنار می‌گذارد. خیلی رازها را ناخواسته می‌نویسد. و آخرش این که ما از دنیای بی‌رحم بزرگسالی متنفریم حتی اگر خشتی از آن را خودمان گذاشته باشیم.

این گذشته‌گرایی البته با نوستالژی‌بازی مرسوم این روزها ما زمین تا آسمان فرق دارد. اینجا کسی دنبال خنزر پنزر نیست. کسی جلوی یک شی بی‌معنای قدیمی چمباتمه نمی‌زند و آه نمی‌کشد. بلکه به آن دنیا پناه می‌برد. دلش می‌خواهد که به خودش برگردد نه صرفا گذشته خودش. به آرمان‌ها و آرزوهایی که روزی در سرش می‌پرورانده است به جهانی که باید ساخته می‌شد ولی ساخته نشد.

وقتی که دنیای بزرگسالان مانند یک هیولا جلوی‌مان دهان باز می‌کند و روزها با سرعت واگن‌های مترو از جلوی‌مان می‌گذرد. به قول مرحوم حسین پناهی «من میخوام برگردم به کودکی!» پیشنهاد می‌کنم کتاب‌های خوب نوجوانان را بخوانید یا حتی کتاب‌هایی خوبی که در نوجوانی خوانده‌ایم.

* این یادداشت در همشهری جوان منتشر شده است.

شنبه 11 ارديبهشت 1395، ساعت انتشار 14:34 - نویسنده: حامد هادیان - 2 دیدگاه
man
tistooye sabz angoshti ham ketabie ke baraye man hamin hesso dare.
یک من
من نميخوام برگردم به کودکی. نه اینکه کودکی خوبی نداشتم. اما برگردم به کودکی که از چه چیزی فرار کنم؟ چون دنیای بزرگسالان مثل هیولاست؟ فقط برای همین؟
پیوندها
ابر برچسب ها
تمام حقوق این وبلاگ متعلق به حامد هادیان می باشد.